تو مپندار که من فکر تنم نگران سرطان وطنم

تو مپندار که من فکر تنم، نگران سرطان وطنم...

تو مپندار که من فکر تنم، نگران سرطان وطنم...

این شعر از مجتبی کاشانی، حرفِ مردی‌ست که درد خودش را فراموش کرده و نگاهش را به درد بزرگ‌تری دوخته؛ دردِ وطن. او از بیماری و رنج خودش می‌گوید، اما دغدغه‌اش فقط خودش نیست. انگار تمام وجودش را بخشی از این سرزمین می‌داند و وقتی وطن را بیمار می‌بیند، خودش را هم بیمار می‌داند.

«او که بیمار شود ما همه نیز
من که بیمار شوم، یک بدنم»

در این نگاه، وطن فقط یک خاک و یک مرز نیست؛ مجموعه‌ای از آدم‌هایی‌ست که سرنوشتشان به هم گره خورده. اگر یکی درد داشته باشد، دردش به همه می‌رسد و اگر جامعه‌ای خسته و بیمار باشد، هیچ‌کس نمی‌تواند خودش را جدا از آن بداند.

شاید زیبایی این شعر همین باشد؛ اینکه شاعر حتی در سخت‌ترین روزهای زندگی، از «من» عبور می‌کند و به «ما» می‌رسد. حرفش ساده است اما سنگین؛ گاهی بزرگ‌ترین درد آدم، درد خودش نیست، دیدن رنج سرزمینی‌ست که دوستش دارد.
دیدگاه ها (۰)

⁨ بعضی شعرها را نمی‌خوانیم؛ زندگی‌شان می‌کنیم... این همان شع...

— هوشنگ ابتهاج | بی‌خواهشی!گاهی آدم از برآورده نشدنِ خواسته‌...

شعر و رجز فارسی در قلب دیپلماسی ایران!

📌 مقاله گاردین درباره شاه | ۱۹ دی ۱۳۵۷📰در شماره امروز گاردین...

وقتی رهبرمون از این ستاره ها میگن، پرستاری، فقط مراقبت از جس...

#شعر #دکلمه#حرف_دل #دلنوشت #زیبا #خاص #غمگین #احساسی #دکلمه...

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

بعضی انتخاب‌ها فقط یک تصمیم شخصی نیستند؛ تبدیل می‌شوند به آی...

اين زن  حواسِ درستى ندارد!هر صبح، چاى در دو فنجان می‌ريزد،بل...

𓆩 🎼 𓆪 به آکادمی سلطنتی خوش آمدید...╭┈─────── ೄྀ࿐ ˊˎ-୨୧ ملودی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط