{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم

امشب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم

چوڹ بہ نام تو رسیدم لحظاتی ماندم

همہ ے دفتر عمرم ورقی بیش نبود

همہ در دفتر من حسرت دیدار تو بود


🍃 💕 💕 🍃
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

بالاخره رسیدم به اون تایمی که می‌تونم بشینم و بگم:خب خانوم، ...

از تو شهرم قفس است ای همه آزادی منغم مرا هم‌نفس است ای تو هم...

ای آبِ آب! رودخانه ها عطش دیدار تو را دارند و در بستر انتظار...

#خدایا...به تو سپردم آنچه را کهنه در خِردم میگنجد،نه در توان...

❤🍂... بہ‌ شراب آن نڪَاهت همه شب همیشہ‌ مستمبہ‌ خدا...

من و تنهایی و دلتنگی و چشمی که تر می‌شد به رویت چشم می‌بستم؛...

پارت ۲ @, دخترم صد بار گفتم نه نه نه × بـــ...ا ششه× ولی من ...

ترسم که بمیرم وَ نبیبنم رخ ماهش یا اینکه بمانم بخورم حسرت و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط