{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و تنهایی و دلتنگی و چشمی که تر می‌شد

من و تنهایی و دلتنگی و چشمی که تر می‌شد
به رویت چشم می‌بستم؛ نگاهم باز تر می‌شد

شنیدی حال من را... خم به ابرویت نیاوردی
همان لحظه جهان از گریه هایم داشت کر می‌شد

حواسم پرت بود و استکان هارا دوتا چیدم
تمام لحظه های بی تو، با یاد تو سر می‌شد...

همه عمرم به خواهش رفت آیا حاصلی هم داشت؟
اگر از سرو خواهش کرده بودم بارور می‌شد

ولی این بار وقتی دل شکستی دل برید از تو
همان دیوانه که با حرف هایت زود خر می‌شد

همان دیدار اول؛ کاش می‌گفتی که بی رحمی
همان دیدار اول؛ کاش جای خیر، شر می‌شد

امیرحسین پاسبان

#امیرحسین_پاسبان
#انجمن_ادبی_آغاز
#شعرخراسان
#شعرجوان
#شعرخوانی
دیدگاه ها (۰)

شعرخوانی بیژن کلهر در انجمن ادبی باران.#شعر#شعرخوانی#کلهر

این شعر یک شعر معمولی نیست ‼️روایت یک خانه متروکه است گاهی ی...

من باغ زمستان زده دارم تو نداری...#حامد_عسکری#شعرخوانی

بعضی رفتن‌ها فقط یک نفر را از زندگی‌مان کم نمی‌کنند؛انگار تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط