{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی اکسته و میخواد بهت برگرده

وقتی اکسته و میخواد بهت برگرده

کل سالن اسلیترین رنگ سبز به خودش گرفته،وسط وایسادی و با دوستت ا/د میرقصی و شامپاین میخورین
بالاخره بعد از چندماه پارتی اسلیترین گذاشته شده و امشب کل سالن رو هواس
لباس کوتاه مشکی رنگی پوشیدی
لباس به خوبی چاک سینه‌ت و پاهاتو نشون میده ولی مگه مهمه؟
نزدیکی کسی رو پیش خودت حس میکنی،برمیگردی و متیو رو میبینی که با اخم بهت نگاه میکنه
اهمیتی نمیدی و سرتو برمیگردونی و با اوج آهنگ بیشتر میرقصی
نگاه پسرای اسلیترین خیره‌ته،واقعا امشب جذاب شدی
متیو آروم دستشو دورت حلقه میکنه و از کنار بقیه که دارن میرقصن کنار میارتت
لیوانتو میزاری پایین و با تعجب و عصبانیت نگاش میکنی:چته تو چیکار داری میکنی؟
کلافه و عصبی به لباست خیره میشه:این چیه پوشیدی؟
پوفی میکشی:ببخشیدا جناب عالی اکس منی بهت ربطی نداره گمشو اونور میخوام برقصم
میزنیش کنار و به سمت ا/د میری،اما دستتو میکشه میندازتت تو بغلش و کتشو دور شونه های لختت میندازه
چش غره میری:دوس پسرمی مگه اینطوری غیرتی میشی جناب؟
بهت نگا میکنه:نگاهای بقیه رو دیدی؟
به نشونه تایید سر تکون میدی
+پس خودت میدونی نگاهای خطرناکیه
براید بغلت میکنه از پله ها میبرتت بالا
جیغ میکشی و صدات تو آهنگ گم میشه:متیو ولممم کننن
با مشت به پشتش میکوبی:من بیشتر از تو میترسم مرتیکه روانیی کجا داری منو میبری؟
در اتاقشو باز میکنه و میزارتت رو تخت و درو پشت سرش میبنده
+هنوزم ازم ناراحتی؟
پوزخند میزنی:ناراحت نباشم؟وقتی هیچ اهمیتی بهم نمیدی توقع داری راضی بمونم و هنوز دوست داشته باشم آخه الاغ؟میخوام برگردمم در کوفتیه اتاقتو باز کن
+میدونم که دوسم داری...منم هنوز دوست دارم
بلند میخندی:گمشو دوراتو زدی حالا دوباره میخوای برگردی بهم؟بحثو نپیچون میخوام برم
کنارت میشینه و موهاتو میزنه پشت گوشت:دورامو نزدم...میدونم که تو بهترینی...ببخشید...میشه برگردی؟
ابروتو میدی بالا،باورت نمیشه آقای ریدل داره عذرخواهی میکنه،این صحنه باید تو تاریخ ثبت بشه
_از کجا بدونم عوضی بازی درنمیاری؟
لباشو روی موهات میزاره و میبوستشون
دلت تنگ شده بود برای بوسه هاش
_جوابمو ندادی
+بهت قول میدم مث قبل نباشم
_متیو قسم میخورم...دوباره مثل قبل باهام سرد شی تا ابد باهات کات میکنم
لبخند جذابی میزنه،از اون لبخندایی که حاضری براشون جون بدی
با بازوهای عضلانیش روت خیمه میزنه و عمیق میبوستت و عمیق همراهیش میکنی
لباشو به سمت گردنت میبره و کیس مارک های داغی روی گردنت میزاره
+دوست دارم خورشید کوچولو
صداش بم شده،دوباره مکی از گردنت میزنه و دستتو لای موهای فرش میبری
_منم دوست دارم
لبخند پر رنگی میزنی،سرشو از توی گردنت بیرون میاره و خمار خیره چشات میشه
میپرسه:ضروریه حتما بری پایین؟
از نگاهش شیطنتشو میخونی و از اونجایی که کرم داری تایید میکنی
میگه:پس شب بیا پیشم پرنسس کوچولو
نوک بینیتو میبوسه و براید بغلت میکنه و میبرتت پایین
و از شیطنت چشاش میتونی بفهمی چه شبی در انتظاراته
دیدگاه ها (۱۱)

سناریو🎀وقتی داری اشپزی میکنی دستتو میبری[شوهرتن]💫نامجون:ای ب...

سناریو پسرای اسلیترین

رمان : یک قدم تا توپارت ۳:تایم شام تموم شد. همه اسلترینی ها ...

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆ران ☆‌_جذابیت بیش از حدد...

عنوان: مگومی به عنوان دوست پسر

سناریو بلولاک وقتی داریم خودکشی میکنیم و میخوایم خودمونو از ...

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

سناریو بلولاک وقتی موهاشونو واسشون شونه میکنیمایساگی: خجالت ...

سناریو بی تی اسوقتی بغلشون میکنی وا پاتو دور کمرشون حلقه میک...

فصل ۲ پارت ۴× هنوز بهش میگی دوست؟ میدونی اگه دو دیقه دیرتر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط