{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان : یک قدم تا تو

رمان : یک قدم تا تو

پارت ۳:

تایم شام تموم شد. همه اسلترینی ها بلند شدن تا به خوابگاه برن. لورنزو به ا‌.ت نزدیک شد.
لورنزو : میخوای با من هم اتاقی بشی؟
+اممممم....حتم_
متیو دوباره فکش منقبض شد.
متیو: نخیرم. اون تو اتاق من میخوابه.
متیو صداش رو به طرز خطرناکی پایین آورد.
لورنزو: هی هی! باشه مرد! فقط ی پیشنهاد بود.
متیو: بهتره فقط ی پیشنهاد بمونه.
متیو:ا.ت!
+بله!
متیو: فعلا تختت آماده نیس. می‌تونی کنار من رو تختم بخوابی.
+امممممم....باشه
متیو ذوق کرد. مثل ی پسر بچه ای که بهش آبنبات داده باشن.
متیو:عالیه....
یهو دوباره خودش رو جمع و جور کرد.
متیو: منظورم اینه که خوبه.
بالاخره به خوابگاه رسیدن. چند قدم جلوتر ، نوشته بود "اتاق کیم و ریدل".
متیو در رو باز کرد.
متیو: خانم ها مقدم ترن.
+من خانم نشدم هنوز.
متیو:هنوز.
+خیلی باعث این میشی که گیج بشم.
متیو: به هرحال . برو تو ! میخوام خودم رو بهت خوب معرفی کنم.
چشمان متیو از روی شیطنت برق زد.
+ همممم... پسر بد....
☆۳۰ دقیقه بعد☆
هردو لباس خواب پوشیده بودن. ا‌.ت روی تخت دراز کشیده بود و کتاب میخوند. که متیو بلند شد و تیشرتش رو کند و روی ا.ت دراز کشید.
+هی ! داری چیکار میکنی؟
متیو:چیه؟ نمیتونم یکم استراحت کنم؟
+چرا ولی نه اینجا.
متیو: چرا اونوقت؟
+بخاطر اینکه.......
ا‌.ت نتونست حرفش رو ادامه بده چون........



چطور بود سیسی ها؟🌟





#متیو_ریدل#رمان
دیدگاه ها (۵)

رمان : یک قدم تا توپارت۴:ا.ت نتونست حرفش رو ادامه بده چون......

سناریو*درخواستی*وقتی خوابیدی ولی بجای اونا بالش رو بغل کردی:...

من هرجای دنیا که باشم قهومم باهامه!#هری_پاتر#me_core

رمان: فقط یک قدم تا توپارت ۲:تئودور به لاس زدن با ا.ت ادامه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط