{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر روز یک خطبه ✿✿✿✿خطبه201

هر روز یک خطبه ✿✿✿✿خطبه201
سخنى از آن حضرت (ع ) امام (ع ) در بصره به عيادت علاء بن زياد حارثى رفت و علاء ازاصحابش بود. چون فراخى خانه اش را ديد، چنين فرمود:

سرايى به اين فراخى در دنيا به چه كارت مى آيد و حال آنكه ، در آخرت نيازت بدان بيشتر است . البته اگر بخواهى ، با همين خانه به خانه آخرت هم خواهى رسيد، هرگاه در آن مهمانان را طعام دهى و خويشاوندان را بنوازى و حقوقى را كه به گردن توست ادا كنى . بدينسان ، به خانه آخرت هم پرداخته اى .
علاء گفت :
يا اميرالمؤ منين از برادرم ، عاصم بن زياد به تو شكايت مى كنم .
على (ع ) پرسيد :
او را چه مى شود
علاء گفت :
جامه پشمين پوشيده و از دنيا بريده است .
على (ع ) گفت :
او را نزد من بياوريد. چون بياوردندش ، فرمود اى دشمن حقير خويش ، شيطان ناپاك خواهد كه تو را گمراه كند. آيا به زن و فرزندت ترحم نمى كنى پندارى كه خدا چيزهاى نيكو و پاكيزه را بر تو حلال كرده ولى نمى خواهد كه از آنها بهره مند گردى تو در نزد خدا از آنچه پندارى پست تر هستى .
عاصم گفت :
يا اميرالمؤ منين تو خود نيز جامه خشن مى پوشى و غذاى ناگوار مى خورى على (ع ) در پاسخ او فرمود:
واى بر تو. مرا با تو چه نسبت خداوند بر پيشوايان دادگر مقرر فرموده كه خود را در معيشت با مردم تنگدست برابر دارند تا بينوايى را رنج بينوايى به هيجان نياورد و موجب هلاكتش گردد
دیدگاه ها (۳)

هر روز یک خطبه ✿✿✿✿خطبه202 خطبه اى از آن حضرت (ع ) از آثار...

هر روز یک خطبه ✿✿✿✿خطبه203 خطبه اى از آن حضرت (ع ) بارخدا...

هر روز یک خطبه ✿✿✿✿خطبه200 سخنى از آن حضرت (ع ) امام (ع ) ...

هر روز یک خطبه ✿✿✿✿خطبه199 سخنى از آن حضرت (ع ) هنگامى كه يا...

امام علی(ع) و دفاع از حق ایرانیان💗روزی امام علی(ع) در کوفه ب...

امام حسن(ع) به اهل بيت خود میفرمود:من به زهر شهيد خواهم شد م...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

قصه یازدهم: محمد بن ابیبکر

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش اول)

قصه دوازدهم: زید بن صوحان

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط