تنها باگلها .........گویم غمها را
تنها باگلها .........گویم غمها را
چه کسی داند.........زغم هستی که به دل دارم
به چه کسی گویم شده روز من،چو شب تارم
نه کسی اید.....نه کسی خواند ....ز نگاهم هرگز
راز من بشنو امشب،غم پنهانم ،که سخنها گوید ساز من
توندانی تنها .......همه شب باگلها .......سخن دل را می گویم من
چونسیمی ارام ،که وزد بر بستان،همه گلها را می بویم من
چوابری سرگردان می گریدچشم من در تنهایی
ای روز شادی ها کی باز ایی
امشب حال مرا تونمی دانی
از چشمم غم دل تو نمی خوانی
T_ T
چه کسی داند.........زغم هستی که به دل دارم
به چه کسی گویم شده روز من،چو شب تارم
نه کسی اید.....نه کسی خواند ....ز نگاهم هرگز
راز من بشنو امشب،غم پنهانم ،که سخنها گوید ساز من
توندانی تنها .......همه شب باگلها .......سخن دل را می گویم من
چونسیمی ارام ،که وزد بر بستان،همه گلها را می بویم من
چوابری سرگردان می گریدچشم من در تنهایی
ای روز شادی ها کی باز ایی
امشب حال مرا تونمی دانی
از چشمم غم دل تو نمی خوانی
T_ T
- ۱۳.۲k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط