تنها با گل ها
تنها با گل ها
گویم غم ها را
چه کسی داند
زغم هستی
چه به دل دارم
به چه کس گویم
شده روز من چو شب تارم
نه کسی آید
نه کسی خواند
زنگاهم هرگز
راز من
بشنو امشب غم پنهانم
که سخن گوید
ساز من
تو ندانی تنها
همه شب با گلها
سخن دل را می گویم من
چو نسیمی آرام
که وزد بر بستان
همه گلها را می بویم من
چون ابری سر گردان
می گرید چشم من
در تنهایی
ای روز شادی ها
کی باز آیی
امشب حال مرا تو نمی دانی
از چشمم غم دل تو نمی خوانی
گویم غم ها را
چه کسی داند
زغم هستی
چه به دل دارم
به چه کس گویم
شده روز من چو شب تارم
نه کسی آید
نه کسی خواند
زنگاهم هرگز
راز من
بشنو امشب غم پنهانم
که سخن گوید
ساز من
تو ندانی تنها
همه شب با گلها
سخن دل را می گویم من
چو نسیمی آرام
که وزد بر بستان
همه گلها را می بویم من
چون ابری سر گردان
می گرید چشم من
در تنهایی
ای روز شادی ها
کی باز آیی
امشب حال مرا تو نمی دانی
از چشمم غم دل تو نمی خوانی
- ۱۳.۴k
- ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط