کاش میشد برگردم به چند سال قبل ، یکی از همان شب های عید ،

کاش میشد برگردم به چند سال قبل ، یکی از همان شب های عید ، که تمامِ فامیل ، خانه ی مادربزرگم جمع بودیم .
برگردم به یکی از آن شب ها که اتاقِ کوچکِ مادربزرگ گنجایشِ شیطنت های کودکانه ی ما را نداشت ، بزرگترها از شلوغ بازی هایِ ما سرسام می گرفتند و به هیچ ارعاب و تهدیدی آرام نمی گرفتیم .
شب ها به محض اعلام خاموشی ،با بچه های فامیل زیر یک لحاف بزرگ، جلسه ی محرمانه ای تشکیل می دادیم و آنقدر حرف می زدیم و می خندیدیم که کفرِ همه در می آمد ، آنوقت از روی ناچاری برایمان داستان هایی از دیوهای شش سر و غول های افسانه ای می گفتند تا مگر بترسیم و خوابمان ببرد ،معمولا هم موفق می شدند ! من یکی ، یادم است آنقدر به شیشه ی پنجره ی چوبیِ اتاق ،خیره می ماندم تا تصاویر مبهمی از موجوداتی ترسناک در آن تصور می کردم که به من زل زده بودند و به طرز وحشتناکی می خندیدند، جرات نمی کردم تا صبح پایم را از اتاق بیرون بگذارم، پتو را محکم می چسبیدم، نفسم را تا جایی که میشد حبس میکردم و از جایم تکان نمی خوردم تا خوابم می برد، صبح اما تمامِ ترس ها همراهِ تاریکی می رفتند پیِ کارشان ،جسارت و شیطنتِ ما دوچندان میشد و دیگر هیچ جوره حریفمان نمی شدند .
خلاصه که جمعمان جمع بود و برایِ خودمان حسابی آتش می سوزاندیم .
بچه بودیم و همه چیز در عینِ سادگی اش خوب بود
کاش می شد کمی هم برگشت و این روزها را نفس کشید و جان گرفت .
مادر بزرگ کجاست که ببیند "زمانه" دارد انتقامِ تمامِ شیطنت های آن روزها را با عوارض و مالیاتش از ما می گیرد !
کجاست ببیند ما آرام و سر به زیر شده ایم و حالا این روزگار است که آتش می سوزاند و هیچ کس هم حریفش نیست ، هیچ کس !
کاش میشد کمی برگشت ؛
به روزهایی که همه چیز خوب بود
به شب هایی که غصه ای نداشتیم
و به دنیایِ ساده ای که آدم هایش ساده بودند و دورِ هم جمع شدن ها حالِ آدم را خوب می کرد
کاش میشد کمی ، فقط کمی برگشت ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
دیدگاه ها (۲)

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

پسرا چند بار ببینن ...

کاش می‌شد... از بوها، صداها، آغوش‌ها و جای خالی آدم‌ها عکس گ...

موسیقی

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

قسمتی از سفرم به کردستان

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

از میان ۱۲۰۰ نفر، سهم من فقط چند ثانیه بود؛چند ثانیه از نگاه...

☘ امام زمانم🔅 چه شب‌ها که با ذکر تو سحر شد،چه روزها که با یا...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط