کاش میشد... از بوها، صداها، آغوشها و جای خالی آدمها عک
کاش میشد... از بوها، صداها، آغوشها و جای خالی آدمها عکس گرفت؛ برای روزهایی که دلتنگی از راه میرسد و هیچ خاطرهای آرامت نمیکند...
کاش میشد عطرشان را جایی نگه داشت، صدایشان را برای شبهای بیقراری ذخیره کرد، و از لحظههایی که کنارمان بودند، هزاران تصویر گرفت؛ تا روزی که دیگر نیستند، بنشینیم و با تماشای آنها، کمی کمتر دلتنگ شویم...
کاش میشد نبودنشان را هم قاب گرفت؛ همان جای خالیای که هر روز میبینیم، اما هیچوقت به بودنش عادت نمیکنیم...
دلتنگتم، عزیزِ رفتهام؛ برای تو که رفتی و تمام چیزهایی که از تو مانده، چند خاطره است و قلبی که هنوز رفتنَت را باور نکرده است...
ـ
ـ
ـ
کاش میشد عطرشان را جایی نگه داشت، صدایشان را برای شبهای بیقراری ذخیره کرد، و از لحظههایی که کنارمان بودند، هزاران تصویر گرفت؛ تا روزی که دیگر نیستند، بنشینیم و با تماشای آنها، کمی کمتر دلتنگ شویم...
کاش میشد نبودنشان را هم قاب گرفت؛ همان جای خالیای که هر روز میبینیم، اما هیچوقت به بودنش عادت نمیکنیم...
دلتنگتم، عزیزِ رفتهام؛ برای تو که رفتی و تمام چیزهایی که از تو مانده، چند خاطره است و قلبی که هنوز رفتنَت را باور نکرده است...
ـ
ـ
ـ
- ۱۱.۸k
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط