خدا یا خسته ام از این زمونه
خدا یا خسته ام از این زمونه
از این دوری از این رسم زمونه
خدایا من چرا این گونه تنهام
خدا یا بس نبود اشک ها و غم هام
که بازم غم می باره بر دل من
که باز اشک می شینه بر دل من
دگر بس است دوری از دل یار
بیا پیشم که هستی واسم غمخوار
نگارم عشق شیرینم کجایی
کجایی تا که این دل بی قراری
به پایان آورد آروم بگیرد
که بی غم ساعتی آروم نشیند
به دل گویم که امروز می روم باز
به پیش عشق شیرینم که آغاز
که آغاز نشود باز اشک چشمم
که بی غم ساعتی آروم نشینم
ولی بازم دلم باز بی قراره
ز عشق دیدن یار بی قراره
خدا یا پویا باز بی قراره
ببین این دل اصلا صبری نداره
بچه ها این شعر را امروز ساعت18:35 گفتم اگه مشکلی داره بهم اطلاع بدین ممنون.
از این دوری از این رسم زمونه
خدایا من چرا این گونه تنهام
خدا یا بس نبود اشک ها و غم هام
که بازم غم می باره بر دل من
که باز اشک می شینه بر دل من
دگر بس است دوری از دل یار
بیا پیشم که هستی واسم غمخوار
نگارم عشق شیرینم کجایی
کجایی تا که این دل بی قراری
به پایان آورد آروم بگیرد
که بی غم ساعتی آروم نشیند
به دل گویم که امروز می روم باز
به پیش عشق شیرینم که آغاز
که آغاز نشود باز اشک چشمم
که بی غم ساعتی آروم نشینم
ولی بازم دلم باز بی قراره
ز عشق دیدن یار بی قراره
خدا یا پویا باز بی قراره
ببین این دل اصلا صبری نداره
بچه ها این شعر را امروز ساعت18:35 گفتم اگه مشکلی داره بهم اطلاع بدین ممنون.
- ۱.۶k
- ۲۳ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط