{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رک بگویم... از همه رنجیده ام!

رک بگویم... از همه رنجیده ام!
از غریب و آشنا ترسیده ام

با مرام و معرفت بیگانه اند
من به هر ساز ی که شد رقصیده ام

در زمستانِِ سکوتم بارها...
با نگاه سردتان لرزیده ام

رد پای مهربانی نیست...نیست
من تمام کوچه را گردیده ام

سالها از بس که خوش بین بوده ام...
هر کلاغی را کبوتر دیده ام

وزن احساس شما را بارها...
با ترازوی خودم سنجیده ام

بی خیال سردی آغوشها...
من به آغوش خودم چسبیده ام

من شما را بارها و بارها...
لا به لای هر دعا بخشیده ام

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۶)

خداحافظ ای ماه غفران و رحمت خداحافظ ای ماه عشق و عبادت خداحا...

مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود!مگذار که حتی آب د...

رک بگویم... از همه رنجیده ام !!!از غریب و آشنا ترسیده ام !!!...

رک بگویم... از همه رنجیده ام!از غریب و آشنا ترسیده امبا مرام...

از همه رنجیده ام !!!از غریب و آشنا ترسیده ام !!!با مرام و مع...

رُک بگویم... از همه رنجیده ام !!!از غریب و آشنا ترسیده ام !!...

رُک بگویم... از همه رنجیده ام !!!از غریب و آشنا ترسیده ام !!...

رُک بگویم... از همه رنجیده ام !!!از غریب و آشنا ترسیده ام !...

رُک بگویم... از همه رنجیده ام !!!از غریب و آشنا ترسیده ام !!...

رُک بگویم... از همه رنجیده ام !!!از غریب و آشنا ترسیده ام !...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط