{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه دل مفتون دلبندی، نه جان مدهوش دلخواهی

نه دل مفتون دلبندی، نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی، نه بر لب های من آهی
نه جان بی نصیبم را پیامی از دلارامی
نه شام بی فروغم را نشانی از سحرگاهی
نیابد محفلم گرمی، نه از شمعی نه از جمعی
ندارم خاطرم الفت، نه با مهری نه با ماهی
به دیدار اجل باشد، اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد، اگر خندان شوم گاهی
کیم من؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان
نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی
گهی افتان و حیران چون نگاهی بر نظر گاهی
رهی تا چند سوزم در دل شب ها چو کوکب ها
به اقبال شرر تازم که دارد عمر کوتاهی
دیدگاه ها (۱)

وقت خواب آمد عزیز ِمهربانم، شب بخیرخسته ای، باید بخوابی هم ز...

این هوای دل تنگ‌ است که می گریاند؟یا صدای غزلت باز مرا می خو...

با دیدن چشمــان توزیبا شده شعــرمهمـرنگ غزلنامــه ینیما شده ...

محکوم شـــدمبه یک غــم پنهانیآغوش تـــــو ووسوسه های آنیاین ...

نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهینه بر مژگان من اشکی ن...

نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهینه بر مژگان من اشکی ن...

تنهایی مـــــااز نــــــبودن ها نیستبودنـــهای گذشته رافرام...

📜#غزلیات#رهی_معیری#غزل_چهارمنه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش ...

همه ی نیاز مندر این دنیایک پنجره استکه در ان...به تماشا نشست...

نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهینه بر مژگان من اشکی ن...

#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #بنگتن #هو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط