حج : مطلب ۴ از ۵

شنیدم که پیری به راه #حجاز
به هر خطوه کردی دو رکعت #نماز

چنان گر مرو، در طریق خدای
که #خار_مغیلان نکندی ز پای

به آخر ز #وسواس خاطر پریش
پسند آمدش در نظر کار خویش

به تلبیس #ابلیس در چاه رفت
که نتوان از این خوب تر راه رفت

گرش زحمت حق نه دریافتی
#غرور ش سر از #چاه بر تافتی

یکی هاتف از غیبش #آواز داد
که ای نیکبخت مبارک نهاد!

مپندار اگر #طاعت ی کرده ای
که نزلی بدین #حضرت آورده ای

به #احسان ی آسوده کردن دلی
به از الْف #رکعت به هر منزلی

✍️ #سعدی
#کعبه #حجر_الاسود #حجرالاسود

؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
دیدگاه ها (۰)

ای دوست بنه شرح غم دلتنگیآغاز نما حکایت یکرنگیاز رنگ زمانه و...

صد دانه یاقوتدسته به دستهبا نظم و ترتیبیک جا نشستههر دانه‌ای...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

بر سر تربت ما چون گذری...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

«جوز - گردکان» به معنای #گردو هستند. شاه انوشیروان به موسم د...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

داشت می‌رفت خم شد و #بوسید#طفل خود را که گرم #بازی بودو کلاه...

در دَستِ بانویی، به نَخی گُفت سوزنیکای هَرزِه‌گَردِ بی‌سَر و...

مناجات ناشنوایان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط