{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب هفتم...شب حضرت علی اصغر(ع)

شب هفتم...شب حضرت علی اصغر(ع)
هنگامى كه حسین علیه السلام، شهادت جوانان و محبوبانش را دید، تصمیم گرفت كه خود به میدان برود و ندا داد: «آیا مدافعى هست كه از حرم پیامبر خدا صلى الله علیه و آله، دفاع كند؟ آیا یكتاپرستى هست كه در باره ما از خدا بترسد؟ آیا دادرسى هست كه به خاطر خدا، به داد ما برسد؟ آیا یارى دهنده اى هست كه به خاطر خدا، ما را یارى دهد؟»

پس صداى زنان، به ناله برخاست. امام علیه السلام، به جلوى درِ خیمه آمد و به زینب علیهاالسلام فرمود: «كودك خُردسالم را به من بده تا با او، خداحافظى كنم» .

او را گرفت و مى خواست او را ببوسد كه حَرمَلة بن كاهِل ، تیرى به سوى او انداخت كه در گلویش نشست و او را ذبح كرد .

امام علیه السلام به زینب علیهاالسلام فرمود: «او را بگیر !» سپس، كف دستانش را زیر خون [ گلوى او ]گرفت تا پُر شدند. خون را به سوى آسمان پاشید و فرمود: «آنچه بر من وارد مى شود، برایم آسان است؛ چون بر خدا پوشیده نیست و در پیش دید اوست» .

امام باقر علیه السلام [در باره آن خون] فرموده است: «از آن خون، یك قطره هم به زمین، باز نگشت.»
دیدگاه ها (۹)

السلام علیک یا بقیه الله العظم ع

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :عکسش هم صادق و ثابت اس...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :-بگو آيا نابينا و بينا ...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

منتخب امروز.اگر میخواهیم شاگرد ممتاز کلاس خدا شویم

منتخب روز جمعه از....

عدم استجابت دعاهنگامی که امر به معروف و نهی از منکر متروک شو...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

🕒فقط ١٠ دقیقه(تندخوانی #سوره یس) 🕊 #اموات را در #شب جمعه خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط