{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی انسان برای اولین بار "نارگیل" سفت را برداشت ،

وقتی انسان برای اولین بار "نارگیل" سفت را برداشت ،
هرگز فکر نمی‌کرد میان قالب قهوه ای رنگ آن ، شیره ای
خوش طعم و بو و جسمی سفید و پر خاصیت باشد ،
برای "باز کردن اندیشه"، خود را باید "شکست"
عقاید و باورهای خود را ، احساس خود را، باید روزنه های "نو" را باز کرد تا از قالب کهن و بی منطق و عادتی محیط گریخت، هیچ گاه مانند یک نارگیل بسته نمان با ذهنی نو، جهانی نو بساز،
چقدر زیبا می توان زندگی کرد وقتی می توان "معمار زندگی" خود بود!!!!!
بابک ...
دیدگاه ها (۴)

وقتی واژه خدا را بر زبان می رانی،گویی به چیزی دور و دست نیاف...

عاقبت چه خواهد شد ...!همه ما روزی فراموش خواهیم شد.یکی در زی...

دیوانه و دلبسته‌ی اقبال خودت باشسرگرم خودت ، عاشق احوال خودت...

ما همیشه با عشق فریب می خوریم! زخمی می شویم و گاهی غم بر وج...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۱‌آنیا و دامیان هنوز...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۶: فراتر از غرور (پایان)نیمه شب ...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت یازدهم: نفوذ به قلمرویِ ممنوعه...

وقتی انسان برای اولین بار نارگیل سفت را برداشت،هرگز فکر نمی‌...

وقتی انسان برای اولین بار "نارگیل" سفت را برداشت ،هرگز فکر ن...

وقتی انسان برای اولین بار "نارگیل" سفت را برداشت هرگز فکر نم...

وقتی انسان برای اولین بار "نارگیل" سفت را برداشت ،هرگز فکر ن...

وقتی انسان برای اولین بار "نارگیل" سفت را برداشت ،هرگز فکر ن...

وقتی انسان برای اولین بار "نارگیل" سفت را برداشت ،هرگز فکر ن...

وقتی انسان برای اولین بار "نارگیل" سفت را برداشت ،هرگز فکر ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط