{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمد و آتش به جانم کرد و رفت

آمد و آتش به جانم کرد و رفت
با محبت امتحانم کرد و رفت
امد و بنشست و اشوبی به پا
در میان دودمانم کرد و رفت
امد و روئی گشود و شد نهان
نام خود ورد زبانم کرد و رفت
امد و او دود شد من شعله ای
در وجود خود نهانم کرد و رفت
امد و برقی شد و جانم بسوخت
اتشین تر این بیانم کرد و رفت
امد و ائینه گردانم بشد
طوطی بی همزبانم کرد و رفت
امد و قفل از دهانم برگشود
چشمه اب روانم کرد و رفت
امد و تیری زد و شد ناپدید
همچنان صیدی ، نشانم کردو رفت
امدو چون آفتی در من فتاد
سر به سوی اسمانم کرد و رفت
دیدگاه ها (۵)

به من برگردون اون روزو كه با تو زندگي خوب بودبه شوق ديدنت هر...

اين كه رفتم از كنارت را تو باور مي كني؟اين كه بيزارم ز كارت ...

وقتی نباشی ... پستچی یک بسته غم می آوردتصویری از آینده با طر...

شب سردیست و هوا منتظر باران است...وقت خواب است و دلم پیش تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط