دستهارا باز در شبـــهای ســـرد    

دستهارا باز در شبـــهای ســـرد    
  هــــــا کنید ای کودکان دوره گـرد
مژدگــانی ای خیابان خوابــــــــها   
 می رسد ته مانده ی بشقابــــها
سر به لاک خویش بردیم ای دریغ 
  نان به نرخ روز خوردیم ای دریــــغ
گیر خواهد کرد روزی روزیت
در گلوی مال مردم خوارها
من به در گفتم و لیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیوارها!!!!
 
دیدگاه ها (۱۴)

میرسد ته مانده ی بشقاب هادستهارا باز در شبـــهای ســـرد / هـ...

.باز بوی باورم خاکستریستصفحه های دفترم خاکستریستپیش از اینها...

گیر خواهد کرد روزی روزیتدر گلوی مال مردم خوارهامن به در گفتم...

درصفوف ایستاده برنماز ؛ابن ملجم هافراوان اندباز،سربه لاک خوی...

باز بوی باورم خاکستری است // برگهای دفترم خاکستری است // پی...

باز بـــوی باورم خـــــاکستریستواژه هـــای دفتــرم خاکستریست...

گیر خواهد کرد روزی روزیت در گلوی مال مردم خوارهامن به در گفت...

"شعر از خودم"باز امشب باورم خاکستريستخاطرم در بستر غم بستريس...

سلام آقا جان! باز هم جمعه رنگ خون شد و من، هنوز چشم انتظار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط