{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ...

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ...



یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!



یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!



یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!


یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!



یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!



یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!


یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!



یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!



یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!



سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد...!


کاشکی همه ما یاد بگیریم موقع مشکلات به جای نصیحت و سرزنش و شخصیت سازی... مشکل را حل کنیم.
دیدگاه ها (۱۹)

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ...یک روحانی ا...

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و کمک خواست یک دانشمند عمق چاله...

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ... یک روحان...

🔶 روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد …یک پدر روحا...

#داستان_امشب...روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد...

روزی مردی داخل چاله ای افتادو بسیار دردش آمد …یک پدر روحانی ...

داستان کوتاه ........Untitled-2روزی مردی داخل چاله ای افتاد ...

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ...یک پدر روحا...

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد …یک پدر روحانی...

مردی در چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد...یک کشیش او را دید و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط