{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در روزنامه می‌خواندم

در روزنامه می‌خواندم
پنج نفر در جنگلی گم شده‌اند،
قصه‌ی انگشت‌های من
و موهای شماست...

-پوریا نبی پور
دیدگاه ها (۸)

،روایتِ دلی‌ست که عشق را در بودنِ یک نفر پیدا کرده؛ کسی که ...

انگشت‌های بیشتری می‌خواهمتا با همه‌ی آنها به تو اشاره کنمو ف...

بعضی آدمها خود حال خوب اند...اگر قرار باشد یک فیلم ایرانی قص...

اهم

تــــو رادر غربت ڪدام ڪوچهگم ڪرده ام ..؟ڪه اینچنین آواره‌ے ڪ...

دیگر دلتنگی هایمان مخصوص شب‌های جمعه نیست.روز به روز و لحظه ...

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

حرف های ما هنوز ناتمام...تا نگاه می‌کنی:وقت رفتن استباز هم ه...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

پیش بینی تاریخ فوت در گلستان سعدی!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط