{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو حتی لحظه ای هم فکر باران نیستم

بی تو حتی لحظه ای هم فکر باران نیستم
تشنه ام اما بدنبال زمستان نیستم

در تنور داغ تنهایی، اجاقی ساختم
گرچه میسوزم ولی دیگر پشیمان نیستم

بسکه سوزاندی مرا با نیش هایت، بیشمار
خسته ام از درد و اما فکر درمان نیستم

تو همان بودی که میگفتی به من دلبسته ای
اهل پرواز و هوای دیگرستان نیستم

کوچه راهی هستم اما با چه سرعت میروی!
من برای این تردد ها خیابان نیستم

با همه جز من چه رفتار خوشی را داشتی!
من مگر آدم نبودم یا که انسان نیستم!

شاید از چشم تو گم باشم ولی این روزها
پیش چشمان خدای عشق پنهان نیستم
دیدگاه ها (۴)

ﺑﻮﯼ ﻧﻔﺴﻬﺎﯼ ﻟﺒﺖ ﺟﺎﻥ ﻭ ﺩﻟﻢ ﻭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻭ ﻓ...

عاشق چون تو شدن لذت دیدن دارداز لب چون عسلت حرف شنیدن داردبی...

بوسه ام گل میکند بر ماه رخسارت گلملب نمیبیند دگر اخطار و انک...

ای که با ناز نگاهت به دلم چنگ زدیروز و شب فلسفه ی خواب مرا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط