عاشقانه

قرار مـا پس ‌از این، نیمـه شبها،ڪوے دلتنگی
درآن باغے ڪه میپیچــد، درونش بوے دلتنگی
به لبخند تو بخــشیدم شبے دل را به آسانی
به قصـد عاشقے ڪردن، فقط از روے دلتنگی
به دل گفتم ڪجاعازم شدے اینگونه پاسخ داد
ســراغ یار دیرینه، به جست و جـوے دلتنگی
چــرا شادے نمے خواهـد، ببیند صـورت ما را
بگو تا ڪِے بچـرخانیم،سر را سوے دلتنگی!؟
سڪوت عاشقِ تنهامیان جـمع از این روست
ڪـه او حـرفے ندارد غیرِ گفت و گوے دلتنگی
به قدر جــرعه اے گاهــے، ببخشا بر لبان من
زِ جـام سرخ لب هـــایت، از آن داروے دلتنگے
دیدگاه ها (۹)

قرار مـا پس ‌از این، نیمـه شبها،کوی دلتنگیدرآن باغی که میپیچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط