ببینین این تعریف

ببینین این تعریف
از “درد” چقدر دقیقه:
درد به معنای كتک خوردن تا حد بیهوش شدن نبود، بریدن پا بر اثر يك تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود، درد یعنی چیزی‌که دل آدم را در هم می‌شکند و انسان ناگزیر است با آن بمیرد؛ بدون آن‌که بتواند رازش را با کسی در میان بگذارد!
دیدگاه ها (۱)

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

دیگـر به راستی می‌دانسـتم درد یعنی چه، درد به معـنای کتک خـو...

دیگر به راستی می دانستم درد یعنی چه.  درد به معنای کتک خوردن...

دیگر به راستی می دانستم درد یعنی چه. درد به معنای کتک خوردن ...

دیگر به راستی می‌دانم که درد یعنی چه...درد به معنای کتک خورد...

دیگر به راستی می‌دانم که درد یعنی چه...درد به معنای کتک خورد...

دُموعُها على خَدِّهاكَحراشفِ سَمكٍ تحتَ ضوءِ القمر.« اَشک‌ها...

دیگر به‌راستی می دانم درد یعنی چه. درد به معنی کتک خوردن تا ...

دیگر به راستی می دانم که درد یعنی چه... درد به معنای کتک خور...

-دیگر به راستی می‌دانم درد یعنی چه.درد به معنی کتک خوردن تا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط