یا رب امشب به سرایت به هوایت
یا رب امشب به سرایت به هوایت
به تمام مهر و رحمت و صفایت
به شفایت
سر نهادم به زمینت
بنشستم به کمینت
به امیدت که بگویم بارالها...
که منم بنده ی بندت
که منم تشنه ی رحمت
که توئی رب و توئی رحمت و لطف و کرم و مهر و محبت
که مرا گیر و به خود وا مگذارم
ای نگارم بی تو زارم
که اگر هستم و دارم ز تو دارم که ز خود هیچ ندارم
که اگر لطف کنی عمر دهی هم نتوانم که کنم شکر تو و بندگی تو
چه کنم بار ندارم
چه کنم جز تو دگر یار ندارم
چه کنم غم کش و غم خوار ندارم
بارالها بی پناهم
چه کنم صاحب پرونده ای از معصیت و پر ز گناهم
چه کنم پر ز غرورم از عبادت تو دورم
بارالها کمکم کن
یارب امشب عاشقم کن
فارق از بند تنم کن
بی تو من هیچ ندارم
چه کنم بی کس و کارم
دست من گیر و به خود وا مگذارم
ببرم سوی خودت خسته ام امشب
خسته از توبه شکستن
خسته از خود خسته از تن
خسته از اینکه نشستم و امیدوار به یک بنده ی همچون خودم هستم
یارب امشب دستگیر از من و من را ببرم سوی خود و خود بده در دست من امشب دست یاریّه خودت را که من امشب بشکستم...
بشکستم...
به تمام مهر و رحمت و صفایت
به شفایت
سر نهادم به زمینت
بنشستم به کمینت
به امیدت که بگویم بارالها...
که منم بنده ی بندت
که منم تشنه ی رحمت
که توئی رب و توئی رحمت و لطف و کرم و مهر و محبت
که مرا گیر و به خود وا مگذارم
ای نگارم بی تو زارم
که اگر هستم و دارم ز تو دارم که ز خود هیچ ندارم
که اگر لطف کنی عمر دهی هم نتوانم که کنم شکر تو و بندگی تو
چه کنم بار ندارم
چه کنم جز تو دگر یار ندارم
چه کنم غم کش و غم خوار ندارم
بارالها بی پناهم
چه کنم صاحب پرونده ای از معصیت و پر ز گناهم
چه کنم پر ز غرورم از عبادت تو دورم
بارالها کمکم کن
یارب امشب عاشقم کن
فارق از بند تنم کن
بی تو من هیچ ندارم
چه کنم بی کس و کارم
دست من گیر و به خود وا مگذارم
ببرم سوی خودت خسته ام امشب
خسته از توبه شکستن
خسته از خود خسته از تن
خسته از اینکه نشستم و امیدوار به یک بنده ی همچون خودم هستم
یارب امشب دستگیر از من و من را ببرم سوی خود و خود بده در دست من امشب دست یاریّه خودت را که من امشب بشکستم...
بشکستم...
- ۹۷۷
- ۲۹ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط