{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتی و از رفتنت خاطر پریشانم هنوز

رفتی و از رفتنت خاطر پریشانم هنوز
شعله ای می سوزد از هجر ِتو برجانم هنوز

ای بهار ِآرزو از باغ ِ رویت جلوه گر
بی تو در شب های تنهای زمستانم هنوز

گل دمید ازخاک و بلبل مطربی آغاز کرد
بی تو ای زیبا ترین، درکنج ِ زندانم هنوز

کاش می دیدی که همچون لاله داغم بر دل است
تشنه لب با پای ِ زخمی دربیابانم هنوز

تا تو بودی، بر دلم باران ِ مهری داشتی
اشک ریزان چون درختِ بعدِ بارانم هنوز

نسبتی دادم بهشت و باغ را با روی تو
ای نمی دانم چه ! زین معنی پشیمانم هنوز
دیدگاه ها (۴)

رفتی و از رفتنت خاطر پریشانم هنوزشعله ای می سوزد از هجر ِتو ...

رفتی و از رفتنت خاطر پریشانم هنوزشعله ای می سوزد از هجر تو ب...

رفتی و از رفتنت خاطر پریشانم هنوزشعله ای می سوزد از هجر تو ب...

رفتی و از رفتنت خاطر پریشانم هنوزشعله ای می سوزد از هجر تو ب...

خاطر پریشان رفتی و از رفتنت خاطر پریشانم هنوزشعله ای می سوزد...

جای ان که درد باشی تا پریشانم کنی کاش عاشق میشدی تا بوسه بار...

...بمان با من که در دوری تو چون ابر بارانمدلم را برده‌ای دره...

چشم بر هم می‌گذارم تا بیاسایم دمیزخم‌های کهنه‌ی دل را نباشد ...

💔چشم بر هم می‌گذارم تا بیاسایم دمیزخم‌های کهنه‌ی دل را نباشد...

معصومعلی مسکینی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط