خاطر پریشان
خاطر پریشان
رفتی و از رفتنت خاطر پریشانم هنوز
شعله ای می سوزد از هجر تو بر جانم هنوز
ای بهار آرزو از باغ رویت جلوه گر
بی تو در شبهای تنهایی زمستانم هنوز
کاش میدیدی که همچون لاله داغم بردل است
تشنه لب، با پای زخمی، در بیابانم هنوز
تا تو بودی در دلم باران مهری داشتی
اشک ریزان چون درخت بعد بارانم هنوز
ای پدر از دوریت خاطر پریشانم هنوز
خاطر پریشانم هنوز
رفتی و از رفتنت خاطر پریشانم هنوز
شعله ای می سوزد از هجر تو بر جانم هنوز
ای بهار آرزو از باغ رویت جلوه گر
بی تو در شبهای تنهایی زمستانم هنوز
کاش میدیدی که همچون لاله داغم بردل است
تشنه لب، با پای زخمی، در بیابانم هنوز
تا تو بودی در دلم باران مهری داشتی
اشک ریزان چون درخت بعد بارانم هنوز
ای پدر از دوریت خاطر پریشانم هنوز
خاطر پریشانم هنوز
- ۱.۱k
- ۲۵ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط