از امشب آخرین حرف غزل را زود پیدا کن
از امشب آخرین حرف غزل را زود پیدا کن
بیا و دست های سرد من را زودتر ها کن
شبیه عابری در کوچه های ماه تنهایم
بیا و با زلال اشک های من مدارا کن
بهار قاصدک هایم تو را در باد میخوانم
دل فریادهایم را به روی سایه ها وا کن
من هر شب در خیالم واژه ها را شعر میخوانم
بیا و واژه های شعر هایم را تو زیبا کن
به روی بال ققنوس نگاهم آتشی برپاست
حضورت را برای چشم هایم خوب نجوا کن
تو می آیی و من آرامشت را بوسه می خواهم
نیاز عشق و احساس مرا امشب تو معنا کن
بیا و دست های سرد من را زودتر ها کن
شبیه عابری در کوچه های ماه تنهایم
بیا و با زلال اشک های من مدارا کن
بهار قاصدک هایم تو را در باد میخوانم
دل فریادهایم را به روی سایه ها وا کن
من هر شب در خیالم واژه ها را شعر میخوانم
بیا و واژه های شعر هایم را تو زیبا کن
به روی بال ققنوس نگاهم آتشی برپاست
حضورت را برای چشم هایم خوب نجوا کن
تو می آیی و من آرامشت را بوسه می خواهم
نیاز عشق و احساس مرا امشب تو معنا کن
- ۴.۶k
- ۳۱ شهریور ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط