خدایم آه ای خدایم صدایت میزنم بشوصدایم
خدایم آه ای خدایم صدایت میزنم بشوصدایم
شکنجگاهست دنیاجایم،به جرم زندگی این شد سزایم
مراباخودبزار باماجرایم نمیپرسم چرااین بودسزایم آه ای خدایم بشوصدایم
گلویم مانده ازفریاد وفریاد،نداردکسی غم مرا
به بغض درنفس پیچیده سوگند به گلهای درخون قلطیده سوگند
الاهی درشب فقرم بسوزان ولی محتاج نامردان مگردان
عطاکن دست ببخشش همتت را خجل ازروی محتاجان مگردان
الاهی کیفرم رومیپزیرم که ازتو نام خودراپس بگیرم
کمک کن تاکه باناحق نسازم برای عشق وآزادی بمیرم
خدایم ای تمام لحظهایم صدایت میزنم باگریهایم......
شکنجگاهست دنیاجایم،به جرم زندگی این شد سزایم
مراباخودبزار باماجرایم نمیپرسم چرااین بودسزایم آه ای خدایم بشوصدایم
گلویم مانده ازفریاد وفریاد،نداردکسی غم مرا
به بغض درنفس پیچیده سوگند به گلهای درخون قلطیده سوگند
الاهی درشب فقرم بسوزان ولی محتاج نامردان مگردان
عطاکن دست ببخشش همتت را خجل ازروی محتاجان مگردان
الاهی کیفرم رومیپزیرم که ازتو نام خودراپس بگیرم
کمک کن تاکه باناحق نسازم برای عشق وآزادی بمیرم
خدایم ای تمام لحظهایم صدایت میزنم باگریهایم......
- ۵.۶k
- ۰۹ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط