{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
سلسله موی‌تو کرده‌مرا مست مست
آن‌خم‌ابروی توکرد چنین می پرست
آبی چشمان تو غرق نموده ‌است دل
آه‌که‌شیرینی ‌وخط ‌لبت‌محشر است

هرچه‌بگویم از این‌نقش‌خدا ساخته
باز بماند به سر آن‌چه که دل باخته
روشنی چشم من رونق شب‌های من
باده ‌ی نابم بده، باده ‌ی خود ساخته

شمع‌دلم‌شدخموش ای‌گل‌زیبا بکوش
مستی‌چشمان‌توبرده‌مرا‌عقل‌و هوش
گر گذرت اوفتاد بر من غمگین بدان
خاطره بوسه‌ات کرده مرا باده نوش

در تب آغوش تو گر برود جان ز تن
نیست‌مراهیچ‌باک تاکه‌ تویی یار من
مهر تو در واژه‌ ها با غزل آمیخته
چون رخ زیبات شده قافیه شعر من

اشک من و آه من بغض فرو خورد‌ام
از همه دنیای تو مانده که من برده‌ام
آتش‌افروخته سوخت ‌مرا جان و تن
تاب‌ندارد دگر این‌دل زخم خورده‌ام

نیست‌مراتاب‌دل‌بیشترازآنچه هست
پلک‌مزن‌عشق‌من‌تاکه دلم ‌زنده است
ای‌همه دنیای من عشق تو رویای من
ای‌که وجودمرا عطرتنت کرده مست

ازتوفقط‌عشق‌راخواسته‌ام‌این‌و بس
کورشودچشم‌دل‌کور شوداین هوس
سرخ‌لبت‌شعر من آهوی‌چشمت ختن
کال‌بیافتاد دل از تب‌هجر این و بس

ای‌که‌نمازم‌تویی دردل شب‌های سرد
ذکر قنوتم تویی ای قلمم را تو درد
این‌دل اگر ره‌دهد صید کنم چشم تو
تا بنویسم بر آن از همه‌ی رنج و درد
(ندا)
#سروده_های_عاشقانه
https://telegram.me/RomanticPoem
دیدگاه ها (۳)

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

تقدیم به همه دنیام:🫀🫂تير مژگانت دلم را خسته كرد             ...

آهوانه در پی صیاد خود دامم هنوزباز در آغوش مهرت همچنان رامم ...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

واقعا با این ترانه و صحنه هاش حال میکنم

نفسم فصل شراب است کجایی بی من؟حال من بی تو خراب است کجایی بی...

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط