{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوش دیدم دختری را وای قدری هیز بود

دوش دیدم دختری را وای قدری هیز بود

دو سه تا چشمک پراندم داد پاسخ،تیز بود

مژه فر ،ابرو تتو، مو ها بلوند اما لبش

از رُژِ سُرخِ اناری رنگ خون لبریز بود

عشوه می آمد لب و رقصِ بدن با نیشخند

دلبری ها را تمام و نیشخندش ریز بود

در خیالم دست او را من گرفتم لحظه ای

با خودم گفتم که حالا کاشکی پاییز بود

آخرش دل را به دریا من زدم رفتم جلو

حکم من دل بود اما حکم او گشنیز بود

دوستش فریاد زد او را به نامش هی فلان

چند لحظهِ مکث کردم،آه...او چنگیز بود
سرگشته
دیدگاه ها (۱)

دوش دیدم دختری را وای قدری هیز بوددو سه تا چشمک پراندم داد پ...

دوش دیدُم قدشلالی ناز مهلی هیز بیتا سه تا بُرمَک پَروندُم دا...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۱. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۰. خد...

عشق آن است که یوسف بخورد شلّاقیدرد تا مغزِ سر و جانِ زلیخا ب...

NOT LOUD ENOUGH🛐𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭.𖥔 ݁ ˖🩷✦با لایک و کامنت هاتون خوشحال...

هیچ چیزی همیشگی نیست حتی اونی ک الان مثلا بدون تو نمیتونه نف...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۰. خد...

نوشته جهت یادآوری، ولی من همین الان فهمیدم😔👈🏻👉🏻𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭.𖥔 ݁ ...

فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مسئ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط