{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مدتی بود ک آوازِ رفتن سر داده بود همیشه عشقِ خالی کردن

مدتی بود ک آوازِ رفتن سر داده بود همیشه عشقِ خالی کردن دل مرا داشت...
ک در یک روز سرد پاییزی بدون هیچ چون و چرایی بی هیچ خداحافظی رفت...
با رفتنش احساساتم را کشت و عواطفم را ب آتش کشید..آن موقع بود ک فهمیدم ک باید در صحنه زندگی محکـم باشـم.همیشه خاستم نقش دختری قوی و شادی را بازی کنم.ولی افسوس ندید ک با هر تلنگری شکستم ،خود را باختم،ولیکن ب روی خود نیاوردم،هر چند برایم سخت بود خاطرات در ذهنم همانند سربازی ک مشغولِ انجام وظیفه بود،رژه میرفتن، ولی میبایست میخندیدم ونقشٍ خود را خوب بازی میکردم
همیشه خندیدم ولیکن هیچ کس نفهمید در دلم خانه ب دوشم....
دیدگاه ها (۴)

مدتی بود ک آوازِ رفتن سر داده بود همیشه عشقِ خالی کردن دل مر...

#منطقه_ممنوعه_عشق پارت:57از ته دلم جیغ کشیدم و رو زمین افتاد...

کره خالص طبیعی. زندگی روستایی. #روستایی #عشایر #بختیاری #لر ...

اینجا هلند یا سوئیس نیست، تهران خودمونه...😍🩷

بزرگترین مرکز درمان سرطان در غرب آسیا و شمال آفریقا

قبل

ما

آستانه اشرفیه و نمایی از سفیدرود #گیلان #شمال #استان‌گیلان #...

ماسوله

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط