{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی که تمام وجودم جلوی رویش پرپر می زد

روزی که تمام وجودم جلوی رویش پرپر می زد
که مرا ببین....
دیوانه جان من تورا از تمام دنیا می خواهم
من تورا به جان تک تک رویاهایم گره زدم
تورا کشانده بودم آنجا که جای هیچکس نمی توانست باشد
درست همان روز ها که می دید من از عشقی که در تنم ریشه می دواند پا پس نمی کشم.
چشم بست و گفت: خودت را به آینده و خدایت بسپار قطعا بهترین آدم زندگی ات را به زندگی ات هدیه می کند.
همانی که برای ماندن باشد.
کاش می دانست، عشق درون سینه ی هر انسانی فقط یکبار پمپاژ می شود و برای ابد تمام می شود.
و دیگر نمی شود که این حس با همان شمایل و کیفیت با آدمهایی حتی با مصلحت خدا هم تکرار شود که دیگر نامش هرچه باشد " عشق " نیست.
هرکه گفت عشق است، بشنو و باور مکن...
دیدگاه ها (۲۳)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

پشت نقاب عشق 💗پارت دوم از هفت پارتاو نمی‌دانست همین رفتن ساد...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

جز آزادی زندانی کسی بودنآزادی دیگری نمی‌شناسم،کسی که نمی‌توا...

انسان های عجیبی هستیم،گاهی هم کَر می شویم هم کور...نمی بینیم...

انسان هاى عجيبى هستيم، گاهى هم كَر مى شويم هم كور... نمى بين...

درمیان آدمهایی ک با ماسک درخیابان ظاهر می شوند تشخیص دادن تو...

در میان آدم هایی که با ماسک در خیابان ها ظاهر می شوند تشخیص ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط