مرام ها را زنده نگه داریم

پیکان، ماشین نبود، مرام بود
پیکان برای ما ایرانیها ، فقط یک " وسیله نقلیه" نبود ، همراه بی ادعای همه سفرهایمان بود.

نشانه فخرفروشی نبود، کار راه انداز یک محله بود . اگر در هر کوچه، یکی دو نفر پیکان داشتند، انگار همه اهل کوچه ماشین داشتند.

نیمه شب اگر بیماری بود‌ ، رساندنش به بیمارستان وظیفه وجدانی صاحب پیکان بود.

مسافرت میرفتیم کلی ادم می چپیدیم توی پیکان و با اهنگ تا مقصد همخوانی میکردیم .

دختری که عروس میشد، پیکان را گل می بستند و "عروس کشون " میکردند.

اهل پول نبود، اما قلک پول خیلی ها بود، صبح تا شب مسافر میکشید تا صاحبش با بغل پر برود خانه.

این یار سفر و حضر، لوطی بود، گوشش پر بود از متلک "پیکان حلبی" و " قوطی روغن شاه پسند" اما وقتی همان متلک گو ها "کارشان گیر میکرد ، نه نمی گفت.

سالها گذشت تا اینکه ما بی وفا شدیم ، اما او وفادار ماند ، گاه توی دلش موتور پژو گذاشتیم ، گاه موتورش را توی پژو کاشتیم. اما پیکان نرنجید.

گذشت و گذشت تا اینکه بعضی شیک شدند و پیکان سوارها بی کلاس .

بعد دیگر تولید پیکان صرف نکرد، حکمش آمد و تیر خلاص.
الان که همه از زندگی می نالند، همه ماشین صفر دارند.

اما اگر توی این زمانه، نصف شب بیمار شدی ، " این دیگه مشکل خودته "!!
دیدگاه ها (۰)

پیکان، ماشین نبود، مرام بودپیکان برای ما ایرانیها ، فقط یک "...

🚙پیکانپیکان، ماشین نبود، مرام بودپیکان برای ما ایرانیها ، فق...

پیکان ، ماشین نبود ، مرام بود !پیکان برای ما ایرانیها ، فقط ...

➕ تا رسیدیم در پمپ بنزین گفت: *«ملت پرچما غلاف؛شیشه هارَم بد...

پدر و دکتر فرهاد.....حتما بخوان داستان را

مینویسم برای دل خودم تا شاید آرام گیردمن اون دختری ک تو ذهنت...

#پارت پنجم همین که به دو کوچه بالا تر رسیدم با صدای اژیر ماش...

قبل از نقل خاطره بگویم که بعضی از کلاسهای دانشگاه ما تا ساعت...

هیچکسان ۲نیم ساعتی گذشت...دیگه حوصله نداشتم بمونم.با مسعود خ...

دختری که می خواست در دانشگاه اسلحه گرم حمل کند!قبل از نقل خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط