شروعی دوباره پارت ۶
تامایو: خب بچه ها ما میخوایم شمشیر زنی یاد بگیریم برای تائاتر مدرسه و استادتون هم ایشون هستن...اوبایاشیکی
ذهن گیو: چقدر ایشون آشناست
اوبانای: میتونم بپرسم اون ماسک برای چیه؟👺
اوبایاشیکی: این یه ماسک محافظه...برای نمایش
همه: اوه...
سانمی: خب نمایش از چه قراره؟
کانائه: مطمعنم عالیه
ذهن سانمی: خیلی نازه...
تامایو: خب...یکسری شیاطین هستن که شما باید برای کشتن اونا اقدام کنید نقطه ضعفاشون گردنشون و نور خورشیده که گردنشون رو فقط میشه با یه نوع شمشیر خواص به اسم نیچرین زد که همتون دارید...یعنی اون کاتانای قدیمی اجدادتون همون نیچرینه ما شش رده شیطان داریم و یه پادشاه اونا قوی ترین شیاطین هستن
شینوبو: خب نقش هامون چیه؟
اوبویاشیکی: ما دوتا نقش اصلی داریم که با رای گیری تایین شدن
ذهن سانمی: مطمعنم من...
اوبو: خانم و آقای کامادو
اوبویاشیکی: اما...
اوبو: اما بی اما خب نقش هاتون
(گفتش)
شینوبو: من عاشق حشراتم خیلی خوب شد
گیو: آب؟ جالبه
سانمی: منم مثل باد سرسختم نقش خوبی رو به من سپردن
کانائه: اوخی چه بامزه مغرور شدی
سانمی=سرخ
آئوی: من خودمم دوست داشتم دکتر بشم
اینوسکه: مطمعنم بخاطر این ماسک حیوونی خفنم بهم این نقش رو دادن
زنیتسو: شمشیر زن رعد و برق آخه؟ من موخام پیش نزوکو باشم😭
میتسوری: وای خدا شدم شمشیر زن عشق الان بال در می آرم💖😍
ذهن اوبانای: خدایا این چیه آفریدی؟ فرشته یا انسان؟
ذهن کانائو: دوست داشتم پیش نزوکو و تانجیرو باشم نزوکو اولین نفری بود که باهام دوست شد و تانجیرو هم اولین نفر بجز سه تا خواهرام بود که بهم روحیه داده بود و ازم تعریف کرد
ذهن گیو: چقدر ایشون آشناست
اوبانای: میتونم بپرسم اون ماسک برای چیه؟👺
اوبایاشیکی: این یه ماسک محافظه...برای نمایش
همه: اوه...
سانمی: خب نمایش از چه قراره؟
کانائه: مطمعنم عالیه
ذهن سانمی: خیلی نازه...
تامایو: خب...یکسری شیاطین هستن که شما باید برای کشتن اونا اقدام کنید نقطه ضعفاشون گردنشون و نور خورشیده که گردنشون رو فقط میشه با یه نوع شمشیر خواص به اسم نیچرین زد که همتون دارید...یعنی اون کاتانای قدیمی اجدادتون همون نیچرینه ما شش رده شیطان داریم و یه پادشاه اونا قوی ترین شیاطین هستن
شینوبو: خب نقش هامون چیه؟
اوبویاشیکی: ما دوتا نقش اصلی داریم که با رای گیری تایین شدن
ذهن سانمی: مطمعنم من...
اوبو: خانم و آقای کامادو
اوبویاشیکی: اما...
اوبو: اما بی اما خب نقش هاتون
(گفتش)
شینوبو: من عاشق حشراتم خیلی خوب شد
گیو: آب؟ جالبه
سانمی: منم مثل باد سرسختم نقش خوبی رو به من سپردن
کانائه: اوخی چه بامزه مغرور شدی
سانمی=سرخ
آئوی: من خودمم دوست داشتم دکتر بشم
اینوسکه: مطمعنم بخاطر این ماسک حیوونی خفنم بهم این نقش رو دادن
زنیتسو: شمشیر زن رعد و برق آخه؟ من موخام پیش نزوکو باشم😭
میتسوری: وای خدا شدم شمشیر زن عشق الان بال در می آرم💖😍
ذهن اوبانای: خدایا این چیه آفریدی؟ فرشته یا انسان؟
ذهن کانائو: دوست داشتم پیش نزوکو و تانجیرو باشم نزوکو اولین نفری بود که باهام دوست شد و تانجیرو هم اولین نفر بجز سه تا خواهرام بود که بهم روحیه داده بود و ازم تعریف کرد
- ۹.۴k
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط