{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تاکنون فکر کرده اید چرا بعضی وقتها کارها به راحتی ردیف می

تاکنون فکر کرده اید چرا بعضی وقتها کارها به راحتی ردیف می شود و به هرطرف می رویم راه باز است و گاهی هم به هر دری می زنیم بسته است و به اصطلاح کار پیچ می آورد؟

آنچه مسلم است این که «هیچ چیز تصادفی نیست» هرچند ما علت و حکمت آن را نفهمیم. بر این اساس حتماً ردیف شدن کارها و به بن بست خودن ها هم علتی دارد که باید آن را جستجو کرد. وقتی به قرآن کریم مراجعه می کنیم پاسخ را در آیه 124 سوره مبارکه طه می یابیم آنجا که می فرماید:
«و هرکس از یاد من روی گردان شود زندگی او سخت شده و در تنگنا و مضیقه واقع می گردد»
Link: آیه 124 سوره مبارکه طه

پس «غفلت از یاد خداوند» ریشه قرارگرفتن در بن بست هاست.
آری هرچه یاد خداوند درها را باز می کند و موانع را کنار می زند، غفلت از او باعث بسته شدن درهاست.
غفلت از خدا مثالهای زیادی دارد: ظلم، دروغ و خیانت در کسب و کار، بدرفتاری و بدزبانی با همسر، بی احترامی به والدین، خلف وعده، بی توجهی به حقوق فرزندان و خیانت در امانت همه از مصادیق غفلت از خداوند است.
اما سؤال مهم این است که چه ارتباطی بین غفلت ما از خداوند و بسته شدن درهاست؟ بهتر است ادامه مطلب را در شعر داستانی زیر تعقیب نمایید:

بود در ذهنم سؤالی سالها / در فضای ذهن می زد بالها
کرده مشغولم زمانهای مدید / فهم این قول خداوند مجید
گر که تقوا بین مردم شد عیان / باب رحمت باز گردد سویشان
هرچه تقوا نعمتت افزون کند / معصیت آن را ز کف بیرون کند
این معما ذهن من را کرد سیر / چیست ربط پاکی و درهای خیر
بارش باران و رویش در زمین / ربط کِی دارند با تقوا و دین؟
از چه تا انسان گنه را دور کرد / این زمین هم جنس خود را جور کرد؟
از کجا فهمد زمین وآسمان / ما بیفزودیم بر تقوایمان؟...
بود تا فرزانه ای را یافتم / حل این مشکل از او من خواستم
گفت بهتر آن که با ذکر مثال / بازگویم با تو این راز مقال
زرگری مشغول کار خویش بود / حلقه و انگشترش در پیش بود
سارقی غافل بدانجا پانهاد / چشم او بر حلقه زیبا فتاد
دید زرگر را چو غرق کار خویش / گفت با خود، می روم اکنون به پیش
تا بگیرد حلقه در جیبم قرار / می کنم از در به ناگه من فرار
لیک تا گردید سوی در روان / حلقه را در جیب خود کرده نهان
ناگهان در را به رویش بسته دید / قفل بودی هرچه آن را می کشید.
گفت اکنون چون خطر بسیار شد / می گذارم حلقه را در جای خود
چون نهادی حلقه را آن بدگهر / شد روانه سوی در، بارِ دگر
تا که او آهنگن رفتن کرد ساز / با تعجب دید در گردیده باز
گفت با خود چون که دید این صحنه را / بِه که برگردم بگیرم حلقه را
باز با حلقه چو آمد پشت در / دید عین آن حقیقت سر به سر
چند نوبت بسته شد در، باز شد / در تعجب سارق از این راز شد
رو به زرگر کرد و با وی گفت او / من نخواهم حلقه ات لیکن بگو
حلقه چون پی بُرد بر افکار من /
دیدگاه ها (۴)

ادامه پست قبلی,, حلقه چون پی بُرد بر افکار من / از چه شد در،...

لعن الله علی شاهین نجفیلعن الله علی شاهین نجفیلعن الله علی ش...

یه متن میخوام بزارم ولی هرکاری میکنم نمیشه,,کممممک,,

من امیدوارم که خداوند به ما مرحمت کند و ما را بیدار کند، ما ...

ذکر پر ثواب

السلام علیک یابن امیرالمؤمنین علیه السلام

عاشقانه های شبنم

🐍 چطور به پایتون بگوییم یک کار را بارها انجام بده؟تصور کنید ...

⚡️✨ چند دستور قوی و مجرب برای تقویت حافظه و قدرت حفظ۱. تقویت...

السلام علیک یا حجت الله فی ارضه ع

#داستانک‹‹ حلاج گرگ بودم! ››حلاجی از شهر برای کار حلاجی به د...

بسم الله الرحمن الرحیم وَ مِنهُم مَن عاهَدَاللهُ لَئِن آتانا...

السلام علیک یا بقیه الله ع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط