{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صب که پاشدم کنارم نبود ، پاشدمو شروع کردم دنبالش گشتن تو

صب که پاشدم کنارم نبود ، پاشدمو شروع کردم دنبالش گشتن تو خونه صداش کردم ولی نبود ، دلم هوری ریخ بعد اتفلق دیشب خیلی میترسیدم میترسیدم تنهام بزاره میترسیدم اون عوضی بیاد سراغم ، یدفعه نفهمیدم چیشد کع دیدم چشام پر شده نشستم رو تختو زانو هامو بغل کردم میترسیدم خیلی میترسیدم ، یهو زنگ در به صدا در اومد ، خواستم برم درو باز کنم اما ترسیدم ترسیدم یه وقت اون عوضی باشه هق هقم بیشتر شد ،، طرف هی پش هم زنگ میزد ، بعد گوشیم زنگ خورد جواب دادم
+ تنین چرا درو باز نمیکنی
- سپهر توی اومدم
...
+ چرا درو بار نمیکردی ، چیشد چرا گریه کردی ، تنین
- ترسبدم چرا نبودی کجا رفته بودی
+ هیچی ولس صبونه نداشتیم رفتم وسیله بگیرم
- ترسیدم من
+ الهی من فدات بشم بیا بغلم من قرار نی تورو تنها بزارم هیچ وقت
پریدم توی بغلش و هق هقام جون گرف سینش از شدت گریه من خیش شده بود حالم خیلی خراب شد
+ بسه عشقم چشات درد میگیرن تورو خدا گریه نکن من اونو به خاک سیاه مینشونم
- اما اون خیلی قدرت منده
+ برام مهم نی
- سپهرررر
+ جانم
- نکن
+ چی نکنم
- با اون عوضی در گیر نشو
+ اگه تو جای من بدونی اونو ول میکردی هان ، نمیتونم باعث اشکای تو اونه نمیزارم یه اب خوش از گلوش پایین بره
- اما
+ دیه تموم کن نمیخوام بشنوم

هیچی نگفتم میدونم با حرف زدن و مخالف باهاش فقط کارو خراب تر میکنم ، اما ته دلم میترسیدم سپهر وقتی حرفی میزد تا تهش بش عمل میکرد
+ تنین میرم بیرون شب دیر میام
- کجا میری
+ یه کاری دارم انجامش میدم میام
- چه کاریه کع مت نباس بدونم
+ تنین گیر نده
- سپهر توضیح میخوام گیر ندادم
+ تنین بعدا باهم حرف میزنیم
میترسیدم دس به وارای خطر ناک بزنه زدم زیر گریه
- هق اگه میخوای بری باید براممم بگی من نگرانم
اومد پیشمو شونه هامو تو دستاش گرف
+ الهی فدای اون اشکات بشم بس کن تورو خدا الان پلیس زنگ زد گف اون عوضی فرار کرده میخوام برم آگاهی ببینم چخبره
- منم میام
+ امکان ندارع میرم زود بر میگردم
اینو گفتو اجازه حرف زدن بم ندادو رف ...
یه ساعته که رفته و دل شوره دارم دلم شور میزنه خیلی زیاد ... یهو در کوبیده شدو زنگ به صدا در اومد

پارت 2 نویسنده sa
دیدگاه ها (۰)

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

پارت۲

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀*رزا*با ...

پارت ۴ (سرنوشت)

پارت۲

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:③فردا صبح با چشمایِ پُف کرده و قرمز بیدار شد...

عشق خیانت انتقام

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و... p18ات. تو.... تو اونو ک...

Do I love him, or do I hate him?p:¹⁸ویو جینا با دل درد شدیدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط