شعر ولادت حضرت فاطمه معصومه(س)

شعر ولادت حضرت فاطمه معصومه(س)


در قم که آمدم دل سنگم جلا گرفت
مثل کبوتری به حریم تو جا گرفت

گرد و غبار دور و بر صحن این حرم
گرد و غباری از دل آیینه ها گرفت

باران،قنوت،اشک،کبوتر،کنار تو
در این میانه نور تو دست مرا گرفت

وقتی نگاه من به تو افتاد این دلم
حال و هوای باب جوادِ، رضا ع گرفت

جسمم کنار خواهر و قلبم صحن رضاست
اشکم تمام فاصله ها را فرا گرفت

این خادمان کوی تو گفتند میشود
از دست مهربان شما کربلا گرفت
دیدگاه ها (۱)

مرغ دلم در حـــرم قم نشست روی لب از شوق تبسم نشست رد شدم ا...

پارت ۵۵خورشیدِ صبحگاهی به آرومی از پرده‌هایِ سنگینِ اتاقِ طب...

#مدح_حضرت_معصومه در #قم که آمدم دل سنگم جلا گرفتمثل کبوتری ...

...هرچند که در کوی تو مسکین و فقیریمرخشنده و بخشنده چو خورشی...

تقدیم به پیشگاه جواد الائمه (ع): آشفتگی همیشه به دستان باد ن...

صحن و سرایش حرم مرتضاستمسجد بالای سرش کربلاست آیینه هایش همه...

من بی دل آمدم که تو دلدار من شویغم دیده آمدم که تو غم خوار م...

یاعلی ابن موسی الرضا علیه السلام نام تو را بردم زمستانم بهار...

آمدم گرد غم از سینه بگیرم آقاهی بگویم که برای تو بمیرم آقاگو...

پر می کشد مرغ دلم سمت حرم بانودیر آمدم، دیر آمدم، دیر آمدم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط