یه جا بود توی خونه ی پدری ، می گفتیم

یه جا بود توی خونه ی پدری ، می گفتیم
"زیر طاقی" ، یه اشکاف(کمد دیوار) بدون در ، که لحاف تشکها رو توش می چیدند.
یه طاقچه یه متر قد، انگار یه تخت توی دیوار ! جلوش رو یک
پرده گل مگلی می زدند تا خونه خوشکل بشه!

بهمون گفته بودند که وقتایی که زلزله میاد،
بدو بدو نرین سمت حیاط؛ برین "زیر طاقی" پناه بگیرین. امن امنه ! ...همیشه اون گوشه
اتاق رو بیشتر دوست داشتم. حس خوبی
بهم میداد. گرم و نرم.
حتی توی بازی همیشه اونجا قایم می شدم.
یا وقتی دعوام میشد اونجا پناهم بود.
فک کنم مزه آغوش اونجوریه.

میخواستم بگم تو همون "زیر طاقی"
خونه ی دل منی ؛ پناه، امن، گرم و خاص...
دیدگاه ها (۱)

خـونـه‌ی گـرم و دنـجِ و چای کـه عطـرش تـوی تمـوم خـونـه پـیچ...

#عشق #زندگی #خانه #خانواده #رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی#متن #حرف ...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

*🩷 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋اون شب، جیمین شمع‌ها رو فوت کرد.🎂و درست همون لحظ...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_26🍷🎸مرسدس سیاه رنگ ب...

«,پارت‍ـــــ... ـــ1ـــ »«رقص سایه ها»مهمونی خونه‌ی سارا بو...

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

ات با صدای لرزون گفت:ـ کجاست؟جیمین سرش رو بالا آورد.ـ ات، بذ...

### پارت دوم: سایه‌یِ آرامِ شب و رازهایِ کوچکهوا دیگه کاملاً...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁵ویو میکا_____جیمین دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط