درد هایــــم را مینویســم
درد هایــــم را مینویســم
تا دل بی طاقتـــم برای لحظاتــی هم که شده آرام بگیرد
تا شبنـم چشمانـــم برای لحظاتی هم که شـــده نچکــد
و سرازیـــر نشـــود
تا حتی ذره ای هم که شده سبـــــک شوم
نمیدانـــی نه نمیدانـــی
ایـــن روزها چقــدر تو دلم درد دارم
پـُـــرم از فریادی که در گلــو خفه شده
راه گلوم بسته شده
زندگی دیگه برام معنایی ندارد
نه دستم به جایی میرسد
نه صدامو کسی میشنود
هرجا دستی دراز میشد میگرفتم
هرجا باعث خوشحالی میشدم حاضر میشدم
هرجا میتونستم کمک کنم دریغ نمیکردم
به غریب و آشنا خدمت کردم
ولی الان ......
نه دستی هست نه شانه ای که دردای خودمو التیام بده
سکــــوت میکنـــم به مساحـــت تمام دردهای بی درمانـم
روزه ی سکـــــــــــــــــوت گرفته ام این روزها
نه اینکه دردی نیســت نــــــــــــــه
درد هست
زخـــــــــــم هست
اما گـــوش شنوایـــی نیست!
شاید این آخرین پست پسرپارسی باشه
برام دعا کنید
یاحق
تا دل بی طاقتـــم برای لحظاتــی هم که شده آرام بگیرد
تا شبنـم چشمانـــم برای لحظاتی هم که شـــده نچکــد
و سرازیـــر نشـــود
تا حتی ذره ای هم که شده سبـــــک شوم
نمیدانـــی نه نمیدانـــی
ایـــن روزها چقــدر تو دلم درد دارم
پـُـــرم از فریادی که در گلــو خفه شده
راه گلوم بسته شده
زندگی دیگه برام معنایی ندارد
نه دستم به جایی میرسد
نه صدامو کسی میشنود
هرجا دستی دراز میشد میگرفتم
هرجا باعث خوشحالی میشدم حاضر میشدم
هرجا میتونستم کمک کنم دریغ نمیکردم
به غریب و آشنا خدمت کردم
ولی الان ......
نه دستی هست نه شانه ای که دردای خودمو التیام بده
سکــــوت میکنـــم به مساحـــت تمام دردهای بی درمانـم
روزه ی سکـــــــــــــــــوت گرفته ام این روزها
نه اینکه دردی نیســت نــــــــــــــه
درد هست
زخـــــــــــم هست
اما گـــوش شنوایـــی نیست!
شاید این آخرین پست پسرپارسی باشه
برام دعا کنید
یاحق
- ۱.۵k
- ۰۳ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط