یادمان باشد به دل کوزه آب، که بدان سنگ شکست
یادمان باشد به دل کوزه آب، که بدان سنگ شکست
بستی از روی محبت بزنیم
تا اگر آب در آن سینهی پاکش ریزند، آبرویش نرود …
یادمان باشد فردا حتما، ناز گل را بکشیم
حق به شب بو بدهیم
... و نخندیم دگر به تَرَکهای دل هر گلدان …
و به انگشت نخی خواهیم بست، تا فراموش نگردد فردا
زندگی شیرین است
زندگی باید کرد
و بدانم که شبی خواهم رفت
و شبی هست که نباشد پس از آن فردایی …
بستی از روی محبت بزنیم
تا اگر آب در آن سینهی پاکش ریزند، آبرویش نرود …
یادمان باشد فردا حتما، ناز گل را بکشیم
حق به شب بو بدهیم
... و نخندیم دگر به تَرَکهای دل هر گلدان …
و به انگشت نخی خواهیم بست، تا فراموش نگردد فردا
زندگی شیرین است
زندگی باید کرد
و بدانم که شبی خواهم رفت
و شبی هست که نباشد پس از آن فردایی …
- ۱.۵k
- ۰۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط