شد خزان گلشن اشنایی
شد خزان گلشن اشنایی
باز هم اتش به جان زد جدایی
با تو وفا کردم تا به تنم جان بود
مهرو وفاداری با تو چه دارد سود
مهرو وفاداری بی خبر از دل مایی
از این دل تنگم اه
که دل از غم خون کردی
چه بگویم چون کردی
دردم رو افزون کردی
برو ای از مهرو وفا عاری
برو ای عاری زه وفا داری
که شکستی چون زلفت عهدمرا
دریغ و درد از عمرم
که در وفایت شد کی
جفا زه یاران تا چند
جفا به عاشق تا کی
نمیکنی ای گل یک دم یادم
که همچو اشک از چشمت افتادم...
♡Eiliya♡
باز هم اتش به جان زد جدایی
با تو وفا کردم تا به تنم جان بود
مهرو وفاداری با تو چه دارد سود
مهرو وفاداری بی خبر از دل مایی
از این دل تنگم اه
که دل از غم خون کردی
چه بگویم چون کردی
دردم رو افزون کردی
برو ای از مهرو وفا عاری
برو ای عاری زه وفا داری
که شکستی چون زلفت عهدمرا
دریغ و درد از عمرم
که در وفایت شد کی
جفا زه یاران تا چند
جفا به عاشق تا کی
نمیکنی ای گل یک دم یادم
که همچو اشک از چشمت افتادم...
♡Eiliya♡
- ۵.۳k
- ۱۵ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط