لبیک یا حسین(ع) - فریبا
لبیک یا حسین(ع) - فریبا
ایشالا جاش خالی نباشه ولی خداییش دلم واسش تنگ میشه تا بیاد . مثل ی خواهر بزرگ هوای همه رو داره و بخصوص اینکه همشهری خودمه بیشتر بهش افتخار میکنم
گر نمی آمد بهار
باد وحشی، گل نمی افشاند
بر گیسوی یار
گر نمی آمد بهار
کینه هامان سخت، قلب هامان درد
دست هامان دور می شد
از هم و از یک دگر
گر نمی آمد بهار
شاخه ها از بارش برف زمستان
می شکستند بی ثمر
گر نمی آمد بهار
بال پرواز پرستوی مهاجر
حبس می شد در سفر
گر نمی آمد بهار
انتظاری تلخ ... برگ های زرد ...
کومه های سرد... کوچه ها بی رهگذر
گر نمی آمد بهار
همچنان پای مسافر خسته
می ماند از گذر
گر نمی آمد بهار
من و تو یادی
به عشق آشنایی ها، نمی کردیم نظر
گر نمی آمد بهار
خاطرات رفته را،
عاشق نمی گفت با سحر
گر نمی آمد بهار
اسب ها شیهه زنان
بچه ها خنده کنان
رقص گندم را نمی دیدی
به صحرا همچو زر
گر نمی آمد بهار
باد وحشی،
گل نمی افشاند
بر گیسوی یار
روزها رفتند و
رفتیم و
گذشت
آه، آری زندگی افسانه بود
خاطری از خاطراتی مانده جا
تار مویی،
در کنار شانه بود ...!!
ایشالا جاش خالی نباشه ولی خداییش دلم واسش تنگ میشه تا بیاد . مثل ی خواهر بزرگ هوای همه رو داره و بخصوص اینکه همشهری خودمه بیشتر بهش افتخار میکنم
گر نمی آمد بهار
باد وحشی، گل نمی افشاند
بر گیسوی یار
گر نمی آمد بهار
کینه هامان سخت، قلب هامان درد
دست هامان دور می شد
از هم و از یک دگر
گر نمی آمد بهار
شاخه ها از بارش برف زمستان
می شکستند بی ثمر
گر نمی آمد بهار
بال پرواز پرستوی مهاجر
حبس می شد در سفر
گر نمی آمد بهار
انتظاری تلخ ... برگ های زرد ...
کومه های سرد... کوچه ها بی رهگذر
گر نمی آمد بهار
همچنان پای مسافر خسته
می ماند از گذر
گر نمی آمد بهار
من و تو یادی
به عشق آشنایی ها، نمی کردیم نظر
گر نمی آمد بهار
خاطرات رفته را،
عاشق نمی گفت با سحر
گر نمی آمد بهار
اسب ها شیهه زنان
بچه ها خنده کنان
رقص گندم را نمی دیدی
به صحرا همچو زر
گر نمی آمد بهار
باد وحشی،
گل نمی افشاند
بر گیسوی یار
روزها رفتند و
رفتیم و
گذشت
آه، آری زندگی افسانه بود
خاطری از خاطراتی مانده جا
تار مویی،
در کنار شانه بود ...!!
- ۳.۱k
- ۱۲ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط