باز هم ابر و بهار ، عشوه بکار میآید
باز هم ابر و بهار ، عشوه بکار میآید
باز هم عشق به یار ، دل به قرار میآید
یارمن غمزه بساست گرمنما قلب مرا
کهدراینموسمخوشعشقبکار میآید
شب تنهایی من رفت و سحر باز آمد
دردهجرگمشدورفتوصلت یار میآید
قلم این بار تو را نقش به گل ها کرده
عطر خوش بوی تو ، بهتر ز بهار میآید
صورت چون مهتو در پی مهتاب شبم
امشبآخر لبمست خندهکنان میآید
خرم از باد صبا باز غزل خواهم خواند
باز هم ابر و بهار ، عشوه بکار میآید
باز هم عشق به یار ، دل به قرار میآید
یارمن غمزه بساست گرمنما قلب مرا
کهدراینموسمخوشعشقبکار میآید
شب تنهایی من رفت و سحر باز آمد
دردهجرگمشدورفتوصلت یار میآید
قلم این بار تو را نقش به گل ها کرده
عطر خوش بوی تو ، بهتر ز بهار میآید
صورت چون مهتو در پی مهتاب شبم
امشبآخر لبمست خندهکنان میآید
خرم از باد صبا باز غزل خواهم خواند
باز هم ابر و بهار ، عشوه بکار میآید
- ۵۸۴
- ۱۷ فروردین ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط