روزی که پیشم آئی دل می کشم به باران

روزی که پیشم آئی دل می کشم به باران
دشت ودمن بشویم تاجان شودبهاران
عطرت به تن فشانم  دریا کشم به ساحل
بس حلقه موی  افشان آرم به گلعزاران
هر کوچه  بسته آذین  تا کهکشان هستی
صدها ستاره چینم از چشمِ  بیقراران
در باغِ  تشنه ی  دل بس لاله ها نشسته
ای جان بیا به بستان تاجان رسد هَزاران
محبوب عالم دل کی می رسی به کوچه؟
تا سر شود هیاهو مه پاره شد به بستان
دیدگاه ها (۵)

خواهم که مهمانت کنم امشب به دنیای جنونآماده  شو در بزم من رق...

معصومعلی مسکینی

*** با تبریک اعیاد شعبانیه ***عزیزان : درکتاب قصّه معراج ذکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط