{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*** با تبریک اعیاد شعبانیه ***

*** با تبریک اعیاد شعبانیه ***

عزیزان : درکتاب قصّه معراج ذکر شده
که در شب معراج ارواح همه پیامبران الهی در مسجد قدس از خاتم پیغمبران
استقبال کرده و درآن جشن شرکت داشته اند . لذا طبع شعر من نیزبر این
باور است که امشب روح پیامبر گرامی (ص)و ارواح عترت (ع) در کربلا هستند و در این
جشن حضور دارند. مع الوصف دیگ طبع من اینچنین به جوش آمد .ثواب این سروده ام را تقدیم میکنم به ارواح اموات خوانندگان آن .
====================
مژده ای دل , ماه شعبان آمده .
کلبه یِ احزان , گلستان آمده .

امشب از الطاف ربّ العالمین .
سوّمین سلطانِ خوبان آمده .

جبرئیل هم امشب از عرشِ برین.
با رضای حیِِّ سبحان آمده .

زینت پیعمبران , ختم رُسُل .
میزبانِ جشن و شادان آمده .

از نجف , آقا امیرالمؤمنین .
ترجمانِ دین و قرآن آمده .

امشب او در جستجوی چاه نیست .
درد و غم , گویی به پایان آمده .

چهره اش از خون سر پوشیده نیست .
بر سرِ بشکسته درمان آمده

زیورِ تاجِ ولایت , فاطمه .
از مدینه. , شاد و خندان آمده .

نیست امشب چهره یِ او نیلگون .
با رخی چون ماهِ تابان آمده .

نیست دیواری عصایِ دست او .
دردِ پهلو , گویی آسان آمده .

** فاطمه امشب میانِ. کربلاست .
** بی گمان از قبرِ پنهان آمده .

امشب آن سقّای دشت کربلا .
با دو دستِ خود , گل افشان آمده .

دستهایش , از میان کوچه ها .
فارغ از آن سوزِ هجران آمده .

* رأسش از( باب الصّغیرِِ )شهرِ شام .
* همچو یوسف , سویِ کنعان آمده .

خواهرش , سنگ صبورِ نینوا .
بهرِ دیدارِ عزیزان آمده .

تلِِّ او را , از نظر پنهان کنید .
چون تداعی ها , به جولان آمده .

* از دلِ مخروبه هایِ شهرِ شام .
کودکی شیرین تر از جان آمده .

روزِ عاشورا , به دشتِ کربلا .
دیده عیدی همچو قربان آمده .

ای دل از تشتِ طلا , حرفی نزن .
نزدِ بابا , همچو مهمان آمده .

نو گلش را , جانِ من غمگین مکن .
یک شبی را که به سامان آمده .

* امشب اصغر , ای عزیزان تشنه نیست.
* بر لبش از بوسه باران آمده .

آن کریمِ دلربایِ اهل بیت .
همچو خورشیدی درخشان آمده .

عابدِ بیمار , زین العابدین .
گلعذارِ گلعذاران آمده .

موکبِ آن اوصیایِ مَه لقا .
فارغ از اندوه و حِرمان آمده .

ضامنِ آهو , غریب الغربا .
از رهِ دورِ خراسان آمده .

کربلا را , سر بسر تزئین کنید .
مهدی ام , آن جانِ جانان آمده .

همرهِ او , حضرتِ خضرِ نبی .
همدمِ این شاهِ شاهان آمده .

* بنگرند آن کوفیانِ بی حیا .
* مجریِ آن عهد و پیمان آمده .

بر مشام جان من , از لطفِ حق
عطرِ نابِ لاله زاران آمده .

گردِ شمعِ عاشقی , امشب عظیم .
اُسوه بر پروانه سانان آمده .


*** مژده ای دل , ماهِ شعبان آمده .
*** درد و غم را , جمله درمان آمده .
=============================
شاعر = عبدالعظیم عربی از خوزستان
دیدگاه ها (۲۴)

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

🍁🍂 #پاییز من اے ڪہ تجلے گاہ هر آن‌چہ در عشق نهفتہ استاز شورو...

عاشقانه ها

حاضر نیستند در معرض سؤالات مردم قرار گیرند

ملتی که سنگر را خالی نکردبسم الله الرحمن الرحیمدویست شب گذشت...

هر فصل زیبایی خودشو داره..... مخصوصا پاییز

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

The Fairy's - Monster's wrong love

Little pink season 1 :new ajents

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط