نجوای صبحگاهی
نجوای صبحگاهی
بوی خاک می آید
از جاده ی عمر من و
روزگار من و
فصل های سرد و
روزهای گرم تو
تو را نمی دانم و
می دانم
که بماند هزار توی عشق
و جهانی که پر از
رؤیای آبادی ست
بماند از من
حریم و حرمت پدر
و دلی که جای همیشه ی مادر است
و باغچه ای هم نشین خورشید
کوچه ای پر از باران
و چترهایی بر سر رهگذران ِ عشق
جاده ای که
پر از خاطرات ِ تٓر است
من و خدایی
که انتهای هر قصه ای پیداست
تو و جهانی
که می گذری و می گذرد
و خدایی
که پایان خاک و
آغاز آسمانی ست
که مرا می کشد به بٓر
مهربان من
خدای هستی بخش
در این صبح زیبا از توبرای عزیزانم
سلامتی. , نشاط , دلخوشی , و عاقبت بخیری و بر آورده شدن حاجات طلب میکنم
سلام صبحتان بخیردوستای گلم با ارزوی هفته ای پر برکت برای شما خوبان
بوی خاک می آید
از جاده ی عمر من و
روزگار من و
فصل های سرد و
روزهای گرم تو
تو را نمی دانم و
می دانم
که بماند هزار توی عشق
و جهانی که پر از
رؤیای آبادی ست
بماند از من
حریم و حرمت پدر
و دلی که جای همیشه ی مادر است
و باغچه ای هم نشین خورشید
کوچه ای پر از باران
و چترهایی بر سر رهگذران ِ عشق
جاده ای که
پر از خاطرات ِ تٓر است
من و خدایی
که انتهای هر قصه ای پیداست
تو و جهانی
که می گذری و می گذرد
و خدایی
که پایان خاک و
آغاز آسمانی ست
که مرا می کشد به بٓر
مهربان من
خدای هستی بخش
در این صبح زیبا از توبرای عزیزانم
سلامتی. , نشاط , دلخوشی , و عاقبت بخیری و بر آورده شدن حاجات طلب میکنم
سلام صبحتان بخیردوستای گلم با ارزوی هفته ای پر برکت برای شما خوبان
- ۳.۱k
- ۰۷ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط