امام خمینی _ سلطان عشق

گر سوز عشق در دل ما رخنه گر نبود
سلطان عشق را به سوی ما نظر نبود
جان در هوای دیدن دلدار داده ام
باید چه عذر خواست، متاع دگر نبود
آن سر که در وصال رخ او، به باد رفت
گر مانده بود، در نظر یار سر نبود
موسی اگر ندید به شاخه شجر رخش
بی شک درخت معرفتش را ثمر نبود
گر بار عشق را به رضا می کشی، چه باک
خاور به جا نبود و یا باختر نبود
بلقیس وار گر در عشقش نمی زدیم
ما را به بارگاه سلیمان، گذر نبود
گر مرغ باغ قدس، به وصلش رسیده بود
در جمع عاشقان تو، بی بال و پر نبود
#امام_خمینی #سلطان_عشق#شعر#غزل
دیدگاه ها (۲)

گر سوز #عشق در دل ما رخنه گر نبود #سلطان عشق را به سوی ما ن...

.در محضر امام روح الله ( 19) ..سلطان عشقگر سوز عشق، در دل ما...

جان در هواى دیدن دلدار داده‏ امبايد چه عذر خواست؟ متاع دگر ن...

تا که قلبم می تپد چشم انتظارم تا ظهور تا نفس در سینه دارم یا...

عاشقانه های شبنم

#خط منـ📒باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نو...

نیمه شب ، آواره و بی حس حال در سرم سودای عشقی بی زو...

نیمه شب آواره و بی حس و حال        در سرم سودای جامی بی زوال...

آستان قدس ای آستان قدس تو تنها پناه منبر خاک باد پیش تو روی ...

یاد تو .....نیمه شب آواره و بی حس و حالدر سرم سودای جامی بی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط