{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

افسران جوان جنگ نرم:

افسران جوان جنگ نرم:
دهمین #شهید_ماه افسران؛ شهید غلامعلی رجبی
http://yon.ir/tXMSh
🔴 نفسی که با ندای یا ابوالفضل دوباره به جریان افتاد

غلامعلی هفت ساله بود. داشت در حیاط با نرده آهنی که به دیوار تکیه داده شده بود، بازی می‌کرد. نرده برگشت و او با پشت سر به کف حیاط خورد. پدر خودش را رساند بالای سرش.

سیاهی چشمانش رفته بود. بغلش کرد. اصلا نفس نمی‌کشید. کاری نمی‌شد کرد. با صدای بغض آلود فقط یا ابوالفضل(ع) می‌گفت و نمی‌گذاشت کسی دست به غلامعلی بزند. چند لحظه بعد چشم‌هایش برگشت و شروع کرد به نفس کشیدن.

برگرفته از مجموعه کتاب یادگاران جلد (۲۴)

📸 عکس شهید رجبی در کنار پدر بزرگوار

👥 کانال افسران جوان جنگ نرم:
telegram.me/joinchat/BBmAijuziGup93W29V-moA
دیدگاه ها (۱)

p24× تو حتی نمی‌دونی اون شب واقعاً چه اتفاقی افتاد، تهیونگ.....

p10

عمارت ریونتا رو اینجوری تصور کنید

دهمین #شهید_ماه افسران؛ شهید غلامعلی رجبی 🔴 قربون کبوترای حر...

دهمین #شهید_ماه افسران؛ شهید غلامعلی رجبی yon.ir/m5lYj🔴 خواب...

دوازدهمین #شهید_ماه افسران؛ شهید مدافع حرم مصطفی صدرزاده🔴 پ...

دوازدهمین #شهید_ماه افسران؛ شهید مدافع حرم مصطفی صدرزاده🎥 ش...

پاترول سفید شهید مصطفی صدرزاده

دوازدهمین #شهید_ماه افسران؛ شهید مدافع حرم مصطفی صدرزاده🔴 د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط