{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از تو من قصه نگویم چه کنم ؟

از تو من قصه نگویم چه کنم ؟
با دل وسوسه جویم چه کنم؟
جای این سلسله آشفتگی ام
شب گیسوت نبویم چه‌ کنم؟
و در این خلوت پنهانی دل
گر نیایی تو به کویم چه کنم ؟
با همین خستگی و تنهایی
راه عشق تو نپویم چه‌ کنم؟
شده فریاد نبود تو ولی
بغض مانده به گلویم چه کنم ؟
هر دو چشمم که شده بارانی
سیل راهی شده سویم چه کنم ؟
دیدگاه ها (۶)

تو سر سپرده ترین عاشق زمین هستی برایت این همه از دل ترانه می...

من تورا عشق ، تویی زندگی ام جان دلم من تورا دوست ، تویی حال ...

‌یک شب مرا اوج خیالش تا سحر برددیوانه دل را،آن روانی ،بی خبر...

دلبرم دارد به دوری من عادت می کند از غم هجرش غزل هایم شکایت ...

#باران 🦋🫰🏼رفتنت، آغازِ یک ویرانیِ آرام و بی‌صدا بود؛ شبیه به...

رفتنت، آغازِ یک ویرانیِ آرام و بی‌صدا بود؛ شبیه به پاییزِ نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط