دل مردم شهر تو چه تاریک شده

دل مردم شهر تو چه تاریک شده
خون دلم خورده خماری شده
می زننده بر جیگرم
تیر جفا می کند ناز و ادا
او عجب رنده سخن باز شده
پشت سر حرف میزنه و
او چطور خف میزنه
🕊️
دیدگاه ها (۰)

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

قایقی خواهم ساخت ..

میزنم سازی بیا، امشب به سازم ساز کن دلبری کن از من و امشب بر...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

معرفی رمان: نقابی در شهر«نقابی در شهر» یه رمان صدم قسمتیه. ژ...

🚩 محسن یادگاری مجری تجمع شب ۱۹۰ مردم مبعوث شده در حسینیه ایر...

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط